این روزها مصمم تر از همیشه م...محکم تر...یه جور کینه ای تر....در برخورد با آدمای دوروبرم....نگاهم تغییر اساسی کرده و این رو خوب می فهمم....تند شدم....تلخ شدم....می فهمم....
حس می کنم سی سالگی داره تاثیر خودش رو میذاره....میخوام خودم باشم...سارایی که تا ۲۳سالگی بود و بنا به اقتضاهای اون زمان مجبور بود تغییر کنه و کمی کوچکترانه برخورد کنه با اطرافیانش،چون یکم زود بود برای بزرگ بودن و بزرگ برخورد کردن،اما الان دیگه نمیخوام،اون آدمها تغییری نکردن پس من باز برمیگردم به همون سارای محکم،قاطع،تند و گاهی تلخ و برای خودم زندگی می کنم،میخوام خودم باشم،هرکسی منو میخواد،همینطور که هستم بخواد لطفا......
دلم پرواز می خواد...دلم اوج میخواد...دلم رها شدن میخواد....دیگه هیچ چیزی و هیچ کسی نمیتونه منو پایبند خودش کنه و بخواد ک رفتارم برای اون تغییر کنه....من همینم....دلم برای شادمانه هایم تنگ شده....شادی م رو ازم گرفتن،دیگه نمیذارم......میزنم زمین هرکسی رو که بخواد....میزنم کنار چیزی رو که مانعم بشه......من پرواز خواهم کرد...
سارا_نوشت.......خودم نوشته هایم....من همانم که می اندیشم،دکارت
برچسب:
نویسنده: کیان جلالی