امروز ۰۱/۱۱/۱۱ دخملی 1 قشنگم تو بیمارستان دی بدنیا اومد، قبل از ۸ صبح..
نسیم رفیق سالیان منه و زندگیش پر از فراز و نشیب ها و من با تمام مشکلاتم در برابر مصائبش سر تعظیم فرود میارم.
و امروز که دخترش بدنیا اومد انگار برا من بود...سالهاست انتظار همچین روزی رو میکشیدم که خوشبختی نسیمم رو ببینم...
خدایا شکرت....همه رو خوشبخت و عاقبت بخیر کن
امروز از نه صبح زیر بارون زدم بیرون و بعد مدتها دورهمی با بچه ها داشتیم خونه ی زهرا...خیلی خوش گذشت....الان رسیدم خونه..
برچسب:
نویسنده: کیان جلالی