مربای هویج هم رفت تو شیشه و یخچال.هفته پیش پروژه ترشی ها و شوریجات بود که تمام شدن و رفتن تو کمد تراس که تو این فصل یخچالیه واسه خودش.چند مدل دیگه مربا مونده.توت فرنگی و به و..سبزیجات هم خشک شدن اما هنوز پودرشون مونده که برن تو شیشه.سبزی خورشتیها هم در شرف انجامن...اوناهم ک فقط باید خرد میشدن انجام شد و فریز شدن.
از لیست کارهای نیمه تمام خیلیهاش انجام شد یا در روتین انجامن.۵۰ تا عکس رفت اتلیه برا چاپ...دکتر...هم اوکی شد.دکتر دندونپزشک طلسم شده.یا ی هفته من کنسلش میکنم یا خانم دکتر.هنوز نشده برم..کمدها و لباسهاشون مرتب شد.لباسشویی اوکی شد.طبقه بندی کمدها انجام شد.دکتر روانشناس که در روتین هست و همچنان آشوبم باهاش و ...پریروز صحبت خصوصی علی با دکتر بود درباره من.چه ها گفتن الله اعلم...
نمیدونم چرا امروز همش مرحوم دکتر قدمعلی یزدانی کچوئی تو ذهنم میومد و خاطراتم باهاش مرور میشد.خیلی یهویی بود رفتنش و نمیدونم چرا...اینقدرا پیر نبود که...روحش شاد
برچسب:
نویسنده: کیان جلالی