امروز، بیست و ششم بهمن نود و هشت روز مادر بود که البته چون جمعمون جمع بود، پنج شنبه شب،دو روز زودتر جشنش رو با مامان گرفتیم.و البته روز پدر مادر گرفتیم چون ب پدر هم کادو یه گوشی مبایل دادیم هدیه.
هرسال و بویژه پارسال روز مادر خیلی برام سخت بود.پارسال داغونتره هرسال چون با جراحی که انجام داده بودم، شانس بارداریم بشدت پایین اومده بود ،پایین بود وپایینتر هم شد.هرسال روز مادرو ک تلفنی ب مامان تبریک میدادم، میگفت ان شالله سال دیگه ببینم بهت مادر شدن رو، اما پارسال دل همه مون اذیت بود، پارسال یادمه یه متن نوشتم ک نمیشه روز مادر نباشه تو تقویم اصلا؟....پارسال بد بود،خیلی بد....پارسال اصلا تو خواب هم نمیدیدم خدا معجزه کنه و من امسال طعم مادر شدن رو بچشم.هنوزم باورم نشده تا بیاد و با دستام بغلش کنم....
امسال روز مادر خیلی خاصه واسم.امسال از عمرم نیست این لحظات و روزها.امسال با هر ضربه ش،با هر حرکتش یادم میندازه که خواب نیستم و رویای چند سالم داره محقق میشه....خدایا شکرت، خیلی خیلی ممنونتم
بیست و ششم بهمن نودوهشت...سارا....شیراز
اوایل سی و دو هفتگی
برچسب:
نویسنده: کیان جلالی