از دیروز که این تصمیم رو گرفتم، پنجاه پنجاه م.از یه طرف این کارو فقط برای رضای خدا انجام دادم و گره گشایی از مشکل اون دو نفر. از طرفی نگرانم این کار خیرخواهانم، بجای ثواب ، کبابم کنه و زندگیمو بنا به دلایلی تو معرض خطر میبینم.دوست ندارم تو نبودنم، و الان که همه چیز داره آروم میشه، زندگیم بره رو هوا و از دستش بدم.
دیگه با واسطه، بهشون اطلاع دادم تصمیمم رو و قرار شده که اتفاق بیفته.اما بسیار بسیار نگرانم و دلهره ولم نمیکنه.
خدایا برای تو بود همش، زندگیمو صفر تا صدشو به خودت میسپارم.خودت مواظب همه چیز باش
هفته بیست و چهارم، سارا،شیراز......هفتم دیماه نودوهشت
برچسب:
نویسنده: کیان جلالی