خرید بک لینک

پسرم!

تا به امروز چندین بار صدای قلب کوچکت را شنیده بودم و با هربار شنیدن، به مانند اولین بار صدایش ذوق زده شدم. اما تا به امروز نمیدانستم چیستی ات را که بدان بنامم تو را اما اینک....

امیرحسین ام! پسرم!

امشب از وقتی فهمیدم چیستی ات را، به یکباره بار سنگینی بر شانه ام احساس کردم. نمیدانم، اما به گمانم مسئولیت مرد بار اوردن یک کودک برایم بسی سنگین باشد. اما تورا به همان خدایی میسپارم که معجزه کرد و تو را به من هدیه داد. میدانم که او بیشتر از هر کسی دیگر مواظب روح و جسم توست. تو باید موفق ترین و شادترین و پرآرامش ترین مرد روزهایت شوی

به امید آن روز

دوست دارت: مادرت سارا

۹۸٫۹٫۱۰

هفته بیستم/شیراز

برچسب: نویسنده: کیان جلالی تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 6:46

صفحه بندی